X
تبلیغات
... آغازی دوباره ...
تاريخ : پنجشنبه هشتم فروردین 1392 | 0:23 | نویسنده : بهار
بعد مدتها امدم که به آپم!!!!

دلم خیلی پره!!!

می خوام حرفهای تکراری بزنم!!!

مثل همه حرفهایی که در طول شبانه روز میزنیم!!!

هر روز از یه سری کلمات استفاده می کنیم بدون اینکه بدونیم چه ظلمی

 در حق خودمون میکنیم!

با شمام دوستای عزیز

اگه تا اینجا خوندین پس لطفا حرفمو قطع نکنید

هر روز به جای کلمه انسان از کلمه آدم استفاده میکنیم!!!میدونم یه بارم

 شده به این موضوع فکر کردین که می گن آدم اسم اولین مرد بوده.و ما

 خیلی با از خود گذشتگی به روی کل جماعت اینو به کار می بریم.آیا ما

 زنان زیر مجموعه  مردان هستیم!!!!!؟؟؟به روی همه محسنات یه مردی

 میاد!نمونه ش کلمه مردانگی!!!!یا خود کلمه مردم!!!

چطور این امکان وجود داره که وقتی نطفه ای بسته میشه در وجود زن

 هستش.۹ماه حمل موجودی دیگه. سالها زحمت بزرگ کردن اون بچه.درد

 زایمان یا حتی عذاب بعد عمل سزارین!!!و خیلی راحت فامیلیه بچه میشه

 فامیلی  مرد و سالها گمنامیه مادری که چه شبهایی نخوابیده و به

 جاش خروپوف مرد به آسمون رسیده!!

حرفا تکراریه!!!شاید بارها بارها به مکررات شنیدیمشون اما چه فایده که زن

 حتی اجازه خروج از کشورو نداره بدون اذن مرد !

  

تا چه حد باید بی احترامی هارو تحمل کنیم!!!

وقتی زن باید خودشرو تو عطش تابستون .همیشه.بپوشونه تا مرد منحرف

 نشه.تحریک نشه.

تا به کی دهان و گوشه هامون بسته باشه تا در صندوقچه پستوی افکار

فسیل بپوسیم.

قانون از زن حمایت میکنه اون وقتی که مردی عقیم یا معتاد یا...

اما حق طلاق هنوز با مرده!!!!

ارثیه نصف

و ما باید به این امید داشته باشیم تا مردی از راه برسه و به ما نفقه

 بده!!!!!!!!!!مردی که بعد اون  لباس پوشیدنمون راه رفتنمون.حرف زدنمون

 و خلاصه افسار زندگیمون به دست اونه.و بعد از زاییدن یه شکم و خیلی

 خوشبینانه دومین وضع حمل هیکل خارج از فرم زن باب طبع مرد نیست و

 معشوقه های پنهانی مرد شروع میشه و با فداکاریه زن از ترس از مطلقه

 شدنو نخوردن بدنامی بچه های طلاق به فرزندانش تا آخر عمربا مردی

 خائن زیر یک سقف پوشالی زندگی خواهد کرد///

البته استثنائاتی هم مطمئنا وجود داره.زنان و مردان خوب و بد وجود دارن.

 هیچ چیز ۱۰۰٪نیس.اما ظلمی که در حق زن میشه مستقیم و غیر

 مستقیم و کاملا مشهوده

نمیخوام پر حرفی کنم اونقدر حقوق پایمال زن زیاده که هزاران سطر هم

 پاسخگو نیس

کاش کمی منصف باشیم.حقوق مساوی. حداقل حق یک:

دختر

زن

مادر

مادربزرگ

و یک خاطره شیرین از تک تک لحظات زندگیمون هست

خرد تا به زنان میرسد میشودمکر

مکر تا به مردان میرسد میشود عقل

توجه تا به زنان میرسد میشود حسادت

حسادت تا به مردان میرسد میشود غیرت

...



تاريخ : جمعه هشتم بهمن 1389 | 23:21 | نویسنده : بهار
سه چیز در زندگی هرگز نباید از بین بروند

آرامش.امید.صداقت

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

زمان.گفتار.موقعیت

سه چیز در زندگی انسان را خراب میکنند

الکل.غرور.عصبانیت

سه چیز در زندگی پایدار نیست

رویاها.موفقیت ها.شانس

تباهی زندگی ما نیز برسه اصل است

حسرت دیروز.اتلاف امروز.ترس از فردا

 

سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویندآماده.هدف.آتش

 

فدای چشای دوستای با مرام

گلبانتون



تاريخ : یکشنبه پنجم دی 1389 | 0:49 | نویسنده : بهار
سلام دوستای بی معرفتی که دیگه بهم سر نمی زنن با این حال من واسه دل خودم مینویسم!۳ ماه و ۵ روز از فوت مادرم میگذره امیدوارم روحش همیشه شاد باشه الان بیشتر از همیشه نبودشو احساس میکنم ...

خب من اردبیل مهندسی کشاورزی قبول شدمو الانم تو فرجه امتحانا هستم

تنها خونه گرفتمو دیگه دور روحو جنو خط کشیدم چون تنهایی شوخی بردار نیس!

بهر حال منم میترسم دیگه

دلم میخواد بیشتر آپ کنم اگه فرصت شد

فدای چشاتون



تاريخ : چهارشنبه ششم مرداد 1389 | 1:4 | نویسنده : بهار
از همه شما دوستای عزیزم که امدین وبم بهم سر زدین واقعا ممنونم

واقعا ناراحتم نمی دونم چی بنویسم............

مامانم تو کماست

فقط ازتون التماس دعا دارم

همین.......



تاريخ : دوشنبه هجدهم آبان 1388 | 18:1 | نویسنده : بهار
سلام خوبین دوستای گلم؟

انقد که کامنتا زیاد بودن شوکه شدم الان ابجیم رفته اب قند بدرسته واسم.یعنی شما دوستای بی مرام فقط زمانی واسم کامنت زیاد میذارین که من باشمخیلی بدین با همتون قهرم

حالا بی خیال

راستی من ۱۸ سالمه قابل توجه سپهر جوندر ضمن کنکور سختتر از عمل بینیه اگه اسون بود خوب من جای مدیریت بازرگانی پزشکی قبول میشدم مجبور نبودم یه سال از همه تفریحات مثل همین وبلاگ نویسی بگذرم بدرسم دیگه!!!

حالا با کلی منت و خواهشو جریمه و تنبیه و ... بهم اجازه دادن ماهی یه بار بیام سراغ pc مثلا باپماه اینم شد زندگی؟نه شما بگین؟برم بمیرم بهتره نه؟

شما هم که خوب حال مارو گرفتین همش ۲۷ تا کامنت؟!!!

خطاب به سکوت(افسانه)=>کجایی جیگر؟نه جواب تلفنو اس ام اس و میدی نه به وبم میای نه هیچی...نکنه مردی؟!!!پس چرا هیشکی به من خبر نداد!!!نا سلامتی همساده ایماااااااااااا

من رفتم تا ماه بعد با یه اپ توپ

فدای چشای دوسای با مرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 | 19:15 | نویسنده : بهار
سلام دوستای گلم

شرمنده این مدت نبودم از حضور همتون ممنونم

هم اینکه پسر عمم که جوون بود فوت شد.هم اینکه روحیم از نتایج کنکور بد بود

هم اینکه اموزش رانندگی میرم

و هم های دیگر....

ولی الان امدم دیگه

اینم واسه خالی نبودن عریضه!!

فدای چشای دوستای بامرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com



تاريخ : شنبه سی و یکم مرداد 1388 | 1:6 | نویسنده : بهار

صبح از دریچه سر به درون میکشدو به ناز

وز مشرق خیال تو صبح تابناکتری را

سر در کنار من

باچهره ی شکفته چو گلهای نسترن

لبخند میزنی

                من افتاب پاکتری را در نوش خند مهر تو میبینم

در مطلع بلند شکفتن من روز خویش را

                           با افتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده است

اغاز میکنم

        من با تو مینویسم و میخوانم

   من با تو راه میروم وحرف میزنم

وز مشرق این محال

                        که دستم به دست توست!

من به جای راه رفتن پرواز میکنم

ان لحظه ها که مات در اترای خویش

یا در میان جمع خاموش مینشینم

موسیقی نگاه تورا گوش میکنم

                  

گاهی میان مردم در ازدحام شهر

              غیر تو هر چه هست فراموش میکنم

             گویند اینو ان به هم اهسته

                     هان و هان

بی خود چو کودکان لبخند میزند

        باخود چگونه گرم سخن گفتن است!اه

          من دور از ابن ملامت بی گاه.همچنان سرمست

                                                         در فضای پری خانه های راز

شاد از شکوه طالع و بخت موافقم

اخر چگونه بانگ بر اورم

                                که ای عاقلان!

دیوانه نیستم!!!

              به خدا سخت عاشقم ♥☻♥

این پست هیچ ربطی به جنو روح نداره فقط بذارید رو حساب دلتنگی!

شروع ماه رمضان ماه خدارو به همه تبریک میگم امیدوارم روزه هاتون قبول درگاه حق باشه واسه منم دعا کنید

فدای چشای دوستای با مرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com



تاريخ : جمعه بیست و سوم مرداد 1388 | 0:26 | نویسنده : بهار

 

 

 

 

 

 

به اینا میگن شیطان پرستتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com /به نظرتون عدد پستی اینا چنده؟تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ادما دارن به کجا میرن؟پس اصل خلقت چیه؟فرق ادم که عقل داره با حیون چیه؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چقدر یک انسان یا بهتره بگم موجود دو پا می تونه پست باشه؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ما داریم به کجا میریم؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ته مقصد کجاست؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ناکجا اباد؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ایا ما واسه این خلق شدیم؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دنیارو اونجور که هست ببینیم همه ی اونایی که راز خلقتو یکم درک کردن دیونه میشن...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

فدای چشای رفیقای با مرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com



تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | 21:51 | نویسنده : بهار
اصلا"حوصله ندارماخه چرا؟واسه چی؟این چه وضعشه؟چرا اون چیزی که تصور میکنی هیچ وقت اتفاق نمی افته؟هااااااااااااااااااااااااااااااااااان؟شما بگین چرا ظاهرو باطن ادما یکی نیس؟چرا اگه یکی بت سلام میکنه حتما"یه خواسته ایی داره؟!!!اگه حالتم بپرسه که واویلاواسه همینه دیگه من به جن و روح پناه بردماخه هیشکی منو درک نمیکنهمن فقط شما دوستای خوبو دارمکاش دنیا یه شکل دیگه بودمگه چی میشد؟اونوقت منم می تونستم تو بین این همه ادم به یکی اعتماد کنماصلا"چه ارزشی داره؟!!!خسه شددددددددددددددددددددددمممممممممممممخدایا تو خودت کمکم کن



تاريخ : پنجشنبه هشتم مرداد 1388 | 20:15 | نویسنده : بهار
سلام نمیدونم چند نفر از بازگشت بهار خطر خوشحاله ولی من امدم

تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 | 1:24 | نویسنده : بهار
سلام برو بچ گللللللللللللللللللللللللللللل

بالاخره بهار خطر جون از عمل دشوارو سخت و طاقت فرسای بینی جان سالم به در کردو شاداب و سرحال وزیباتر از همیشه امده که به اپهپدی جون دوست گل ما درخواست کرده بود در مورد جن بو داده مطلب بنویسیم.واسه خودمم جالب بود جن اونم از نوع بو داده؟!!!ذرت بوداده شنیده بودیم ولی جن بو داده نه!

خلاصه عظم و جزم کردیم وبا ۱ کوله و جمجه اب رفتیم پی تحقیق.از کوهستانهای سخت رفتیم بالا از پیچهای خطرناک پیچیدیم از دره های پر شیب امدیم پایین هی پایین و بالا کردیم خلاصه...

جونم واستون بگه که همچین که داشتیم از رودخانه صعب العبوری با کلکی که تهیه کرده بودم رد می شدیم یکهو ۱ اتفاقی افتاد

بگو چی؟!!صبر کن الان می گم

یکهو ۱ ابشار با ارتفای ۱۵۳۴۲ جلوی راه ما سبز شد ما دستپاچه شدیم ۱نیگا اینور ۱ نیگا اونور نه خبری از سنگ بود نه درختی که متوصلش بشیم خلاصه متوصل خدا و پیغمبرو این امام و اون امام زاده شدیم که ای خدا تورو خدا به دادم برس عجب غلطی کردم به خاطر ۱ الف بچه(منظور پدی جون)پا شدم امدم به این سفر علمی خدا جون نیت من خیر بود خودت که بهتر میدونیای خدا دستم به دامنتیا فاطمه زهرا...یا امام حسین...یا امام رضا...یا حضرت ابوالفضل...یا حضرت یونس...یا حضرت بوسف...به دادم برسید بابا هیشکی نی؟

خلاصه همونطور که من به درگاه حضرت حق می نالیدم و به ابشار نزدیک می شدم که یکهو ۱ اتفاقی عجیب افتاد دیدم انگار ۱ نیرویی داره کلک منو به سمت مخالف ابشار می کشونه ۱ نگاه به پشت انداختم سکته ناقص و زدم

جلل خالق این دیگه چیه؟این دیگه کیه؟!!خدایا گفتم کمکم کن!عزرائیل فرستادی سراغم؟!!(البته برای رفع ابهامات عکسهای ماهواره ایی که از این مسافرت گرفتم اون پایین واستون گذاشتم)خلاصه از رود خونه مارو رد کرد...

و پامون رسید به خشکی به درگاه باری تعالی سجده شکر نهادیم.یکهو دیدیم دستی رو شونمون نشست۱نیم نیگا انداختیم دیدیم ای داد بی دود این یارو نرفته فکر کنم منتظر تشکرات ویژه ی من بود پا شدم از سجده ی شکربا اینکه بسیار بسیار ترسیده بودم با صدای لرزان گفتم:اقا یا خانوم از شما خیلی خیلی ممنونم که نجاتم دادین میشه شماره حسابتون و بدین تا مبلغی واس تشکر بواریزم؟دیدم واستاده عین بزغاله منو نیگا میکنهادامه دادم:عزیز من سپاس گذارم ممنونم ...نمی خوای بری؟!!۱لبخند زد که قیافه اش عینهو گ... شد بعد با صدای شبیه کشیدن سیفون گفت:من جن بو داده هستم!من و میبینی پریدم تو بغلش اینورو اونور صرتشو ۱ ماچ اب دار دادم گفتم:بویی جون چرا زودتر نگفتی وای که چقدر از دیدنت خوشحالمراستیتش بویی جون من این همه سختی و به خاطر تو تحملیدم۱خورده واستاد نیگام کردو گفت:مکان عمومیه جمع کن خودت واین جلف بازیا چیه؟!!خب یه میل میزدی جلدی میومدم من()...گفتم: اخه بویی جون ۱ سیریشی به نام پدی بم گیر داده...یکهو بلند شدو گفت:چی مزاحمت شده بود؟؟بگو تا حسابشو بذارم کف دستش هااااااااااااای نفسکش...بیگی منوگفتم:نه بویی جون مزاحمت چیه؟هی گیرداده بود که بیام ببینم جن بو داده چیه!کیه؟!منم دیدم حیف پسره به این خوبی و گلی سر در گم بمونه و ندونه که شما به این اقا راستی بویی جون شما اقایید یا خانوم.دیدم سرخ کرد و بعد من من گفت:کوچیکت اسمم فر...غضنفر اگه به غلامی...سریع گفتم:داشتم می گفتم شما به این اقایی جن بو داده ای.غضنفر ۱ نیگا به چپ و راستش کرد گفت:راست می گی؟گفتم:جون تو دوباره گفت:خب حالا من چی باس بگم؟گفتم:بگو تاریخچه ی این جن بوداده رو تا پدی دس از سر کچل ما برداره

و گفت...

فکر نکنید می خوام بنویسم ادامه داره نه تا همین جا کافیه ادامش سانشور شدس.حرفا خصوصی بودحالا عکسای غضنفر جون و حال بیاین

.

.

.

.

.

.

.

.

.

چون عکسا ماهواره ای هس هنو به دستم نرسیده

در ادامه لازمه که از 1عزیز تشکر ویژه به عمل بیاد  اینکه قرار بود هر کی اولین کامنت و گذاشت ازم جایزه بگیره خودتون که خبر دارین من تازه عمل کردم بزاعت مالی ندارم کادو بگیرم پس همین جا از خجالتت در میام فرزند تنهایی(هنگامه جون گلم) که هم اولین کامنت و گذاشت هم تو وبش ازم تشکر کردبيا كف قشنگه روحالا دس دس دس اها..دسا شله..بیا قر کمرو

فدای چشای رفیقای با مرامم

بهار خطر



تاريخ : شنبه پنجم مرداد 1387 | 0:30 | نویسنده : بهار
سلام دوستای گلللللللللللللللللم

می دونم حالتون خوبه.خلاصه اگه هم کسل باشین با ورود به جنکده ی من روبه راه میشید.غرض از مزاحمت:می دونم از تیتر بالا شکه شدید خودتون و گنترل کنید.می دونم سخته...ولی من ظاهرا" نیستم اما تو قلبه همه شما هشتم.باور کنید!!!

خب داشتم می گفتم.غرض از مزاحمت من ۱شنبه دارم میرم دماغم و عمل کنمو ۱هفته ای نیستم.نگو که از دستم راحت میشی

می دونید که این عمل ۱ از پر ریسکترین عملهاس.حتی از عمل مغز!!و من این فداکاری و از خود گذشتگی وفقط فقط به خاطر مردم ایران می کنم واسه جلو گیری از سد معبر و زخمی نشدن عابرین و مطمنا" بعد این عمل خورشید به سرزمین ما خواهد تابیدالبته من دماغم اونقدرها بزرگ نیستا(ارواح عمه)ولی به لطف دکتر فریدون احمدی نژاد ضایعات و اضافات و انحرافات بینیمان قیچی میشودداشتم می گفتم این عمل ۱ از پرریسکترین عملهاس و خلاصه شاید زیر تیغ اجل امون ندادو غزل خداحافظی و خوندیمازتون می خوام اگه ناراحتتون کردم حلالم کنید خلاصه خوبی بدی؟!!تورو خدا گریه نکن.اره با توام.میدونم دوریم واست خیلی سخته ولی چه میشه کرد رسمه روزگاره.هییییییییییییییییییییییییییییی غریبی...منم جوون بودم کلی ارزو داشتم ولی این دنیای بی مرام...ما که خیری ازش ندیدیمای رزگار نا مممممممممممممممممممممردجوون مرگ شدی بهاراخه من که هنو سنی نداشتم این عدالته؟نه شما بگو!ای خدا چرا؟...اخه چرا؟؟من...من همه ی...

بسه دیگه زیادی جلف بازی شدبابا اشکاتو پاک کن هنو که هستم

در هر صورت نظر یادتون نرهااااااااااابذارید وقتی امدم کلی از زیادی کامنتها بذوقیماز خجالتتونم در میام

قربون چشای رفیقای با مرام

اگر بار گران بودیم رفتیم     اگرچه مهربان بودیم ولی هیشکی قدر ندونس

                                                                                                 "بهار خطر"

 



تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1387 | 1:14 | نویسنده : بهار

مواظب باش جن زده نشی رفیق

اینم جن پت ساخته ۱ جوون کانادایی

ااااااااااااااا.ببخشید این ربطی به مطلب نداشت

میگن مومیایی جنه؟!!!!

ها؟!یعنی.من الان قاطی کردم انگاری اینم ربطی به جن نداشت



تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1387 | 0:33 | نویسنده : بهار
بله من دختری کثیف هستم کثیفترین دختر جهان!
تا حالا تو عمرم دوش نگرفتم.روی پیرهنم اونقدر خاکه که نمیشه دیدش.و گوشهام اونقدر کثیفن که توش میتونه گل در بیاد.ولی اخه اب حموم یا یه کمی زیادی گرمه یا یه کمی زیادی سرد.من خودم کپکی و خاکی ام.لباسامم پاره پوره و وصله دارن.کثیفن و پر از کپک.من توی 1 اغل با 5 تا خوک و 1 مرغ و 3 تا مارمولک فرز که تو رختخوابم می خزن زندگی میکنم.وقتی من تو رختخوابم می لولم تنم به اونا می خوره و می خاره بعد یکهو توی کثافتای بو گندوی رختخوابم تکون میخورم.
اگه با 1 چراغ قوه به توی گلوم نگاه کنی می بینی که توی گلوم زنگ زده وقتی راه میرم پاهام جیر جیر می کنن و وقتی حرف می زنم انگار جیغ می زنم.و هر بار که عطسه میکنم از دهنم خاک میاد بیرون.از فکر حوله و صابون عزا می گیرم.وقتی هم کسی می خواد با من حرف بزنه نمی اد جلو بگه.عقب وا میسته و داد می زنه.فکر کنم می ترسن بوی من به اونها بخوره.
ساس های رختخوابم شبها می پرن روی من و برام لالایی می خونن.وبا وز وز مگسها از خواب بیدار میشم.اونها بهترین دوستهای من هستن و از ترس غرق شدن اونها هیچ وقت لب دریاچه نمی رم.هر شب ساعت نه با موریانه های صندلیم میشینم شام می خورم.و با خفاشها جوک میگم و با شپش های موهام درد دل می کنم.اگه 1 همسر خوب پیدا کنم زندگیم خیلی خوب میشه ولی میترسم هیچ وقت ازدواج نکنم.تا روزی که 1 پسره خوب و مهربون که هم خوشگل باشه هم احساساتی که هم بدرخشه هم برق بزنه و هم ازش نور بباره و تقریبا به کثیفی من باشه پیدا شه/یعنی میشه؟!!!

تاريخ : سه شنبه یکم مرداد 1387 | 18:42 | نویسنده : بهار
برای اینکه دوستای گلم از ابهامات بیرون بیان:این شعر تقدیم به یکی از دوستای دخترم کردم که ۳ سال پیش در اثر صانحه تصادف از پیشم رفت/

تاريخ : سه شنبه یکم مرداد 1387 | 1:31 | نویسنده : بهار
عروسک قشنگ من سفید پوشیده   تو رختخواب خاکی گورش خوابیده

۱روز خدا رفته اونو ازم گرفته   قشنگتر از عروسکم هیچکس ندیده

عروسک من چشمات و وا کن   ۱لحظه ام شد به من نگاه کن

نذار بمونم خسته و تنها   میون یک مشت بره و روباه

عروسک من چشمات که بستن   انگار که شب شد خوابش گرفتن

فردا دوباره خورشید می تابه   لبای نازت می خندن دوباره

ولی نه انگار اینا ۱ خوابه   تو رفتی و من فکرم سرابه

عروسک من دلم گرفته   الان که شب شد تنهایی سخته

دلم هواتو تو سینه داره   بغض گلومم امون نداره

عروسک من باید برم من   شاید ۱ روزی چشمام که بستن

تورو ببینم که هستی پیشم   کنار من می خندی با من

مواظب خودت باش گل قشنگم   عروسک من نازو یرنگم

به یاد عزیزی که ۳ سال پیش تو ۱ همچین روزی منو تنها گذاشت و رفت.واسه همیشه...



تاريخ : شنبه بیست و نهم تیر 1387 | 1:54 | نویسنده : بهار
چندتا عکس از تصادفات اتومبیل!

(عید امسال)



تاريخ : شنبه بیست و نهم تیر 1387 | 1:29 | نویسنده : بهار
ببینید چه خوشگلن

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 | 21:11 | نویسنده : بهار
جن زدگی ۳حالت داره:

۱-باهات ارتباط بر قرار کنه.در این صورت دارای قدرتهای ماورای الطبیعه میشی

۲-تسخیرت کنه.که این حالت عوارض جانبی داره!

۳-مخلوطی از دو حالت بالا...



تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر 1387 | 12:18 | نویسنده : بهار
چون خودم وجودشو تجربه کردم تصمیم گرفتم در موردش مطلب بنویسم.شاید باورش سخت باشه حتی واسه خودم.ولی من ۳ساعت روبروی جن نشسته بودمو خیره بهم نگاه می کرد.هنوز صدای خندهاش وقتی از کلبه جنگلی پدر بزرگم دور میشد تو گوشمه.۲ سال پیش بود.از اون وقت تا حالا اتفاقات زیادی واسم افتاده وشاید ناشی از اون دیدار باشه.دیدار با جن....

اگه خاطره ای از جن دارید واسم بنویسید.



تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر 1387 | 12:9 | نویسنده : بهار
دوستاش ازش عکس گرفتن.بعد چاپ عکس...اون کیه بغل دستش؟!

تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر 1387 | 12:6 | نویسنده : بهار


تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر 1387 | 12:4 | نویسنده : بهار


تاريخ : شنبه هشتم تیر 1387 | 17:57 | نویسنده : بهار
تا به حال با ۱ جن حرف زدی؟گاهی تو تنهایی یکی صدات می زنه.فکر می کنی صدای کیه؟!خیاله؟نه نه اشتباه نکن.این صدا مال همونیه که شبا توی خواب نوازشت میکنه.روزا سنگینی نگاهشو پشت سرت حس می کنی...الانم پیشته.گرمیه نفسهاشو رو گردنت حس نمی کنی؟!خوب نگاه کن حتما می بینیش.اگه گفتی اسمش چیه؟!!

تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 | 17:49 | نویسنده : بهار


تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 | 17:47 | نویسنده : بهار


تاريخ : شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 | 16:22 | نویسنده : بهار


تاريخ : شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 | 16:16 | نویسنده : بهار


تاريخ : شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 | 15:48 | نویسنده : بهار
تصوير تخيلي آرشيوي است

تاريخ : شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 | 15:42 | نویسنده : بهار


  • اس ام اس تولد
  • فروش بک لینک