تبليغاتX
و خداوند جن را افرید.همانطور که انسان را

و خداوند جن را افرید.همانطور که انسان را

سلام دوستای گلم

شرمنده این مدت نبودم از حضور همتون ممنونم

هم اینکه پسر عمم که جوون بود فوت شد.هم اینکه روحیم از نتایج کنکور بد بود

هم اینکه اموزش رانندگی میرم

و هم های دیگر....

ولی الان امدم دیگه

اینم واسه خالی نبودن عریضه!!

فدای چشای دوستای بامرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 19:15 توسط جنگیر بهار خطر |


سلاااااااااااااااااااااااام بروبچ گلاب

خوبین انشاءالله؟

خب خدارو شکر

میخوام ادامه داستانو که بعضیا پیشاپیش نقل کردن(چه کار زشتی)واستون نقل کنم قسمت قبل با ورود جن بوداده تمام شد و اما ادامه...ونم واستون بگه که رهبر همه جوره از جن بوداده خوشش امد.زیر دستاش گفته بودن علاوه بر معلولیت ظاهری(به علت زشتی بیش از حد)معلولیت ذهنی هم دارد و خیلی کله تبرو ریا کارو دروغگو و فریبکار است این همان چیزی بود که رهبر می خواست.برای اینکه کلاس جن بوداده را بالاببرندیک بالاپوش کرم مایل به قهوه ای به او دادند و گفتن که باید همیشه انرا  بپوشیو در اخر اورا به عنوان نامزد وزیری اعلام کردند

گروه مخالف هم نامزد خود را اعلام کرد و رقابت شروع شد...

بعد انتخابات در کمال ناباوری جن بوداده با یک رای بیشتر به پست وزارت رسید!!جن بوداده که در موقعیت فعلی خود احساس ناراحتی میکرد و خوشی زیاد برای بدنش خوب نبود همش اسهال داشت و هر کحا که میرفت خرابکاری میکرد!!!!

خلاصه به هر کشوری که میرفت به علت بوی بدو چهره ی کریه اش اورا با تیپا شوت میکردند بیرون.همه ی اهالی از ان وضعیت ناراضی بودند هرجا نامی از قوم انها بود همه به تمسخر می گرفتندو انهارا از انجا بیرون میکردند!ولی خب همیشه زندگی به کام ظالمین نیست از قدیمو ندیم یکهو یک عدالتخواه شورش میکنه و ظالمرو نابود میکنه مثل کاوه ی اهنگر مثل انقلاب خودمون مثل جومونگ این جدیده هم که موهیل بود!!خلاصه اونایی که دلشون به حال سرزمینشون می سوختفکری کردند که در انتخابات وزیری شرکت کنندو دوباره ارامشو به همه بر گردونند

جن بوداده که حالا واسه خودش کسی شده بودو توی عالم تخیلات فک میکرد جن مونث ها عاشقشنو هرکی هم اعتراض کنه از حسودیشه و تمام سرزمینای دیگه کشته مردشه...با اعتماد به نفسی کاذب پا به عرصه گذاشت

خلاصه عزیز من که شما باشین مثل چندسال پیش انتخابات شروع شدهمه با امیدو شورو شادی پای صندوق ها رفتند و تا مثلا به قول خودشون پایه های کشورشونو محکم کنندولی خبر نداشتند همه ی اینا کشکه دوغه اخه جنای بدبختاگه میخواستن به حرف شما گوش بدن که چند سال پیش جن بوداده روی کار نمی امد.خلاصه جن بوداده با اختلاف ۸۴۶۷۹۰۲۰۰ از رقبای دیگه پیشی گرفتو وباره شد وزیر.

دیگه مردم تحمل نداشتن و شورش کردن انقدر رهبرو جن بوداده جنای بیچاره رو کشتن که حد نداشت...چندین سال گذشترهبر جنها که سنش نزدیک سن کره ی زمین میرسید و قصد نداشت دارفانیو وداع بگه یا از رو تخت قدرت بیاد پایین یکهو مرد!!!توی شهر جشن به پا شد.همه جا رقصو پای کوبی بود.جن بوداده هم که اوضاع رو قمر در عقرب دید خواس فرار کنه که لب مرز گرفتنش و اونو تبعید کردن به جنگلهای امازون و تا چند وقت پیش که من رفته بودم پیشش اونجا بود الانو دیگه نمی دونم!!

قصه ما به سر رسید خبر کلاغ رو هم ندارم

بالا رفتیم دوغ بود قصه ی ما دروغ بود

پایین امدیم ماست بود کی گفته که راست بود؟!!!!

فدای چشای دوسای با مرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

                       گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388 1:47 توسط جنگیر بهار خطر |


سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستای گلم

امیدوارم همتون شارژ باشیدو کیفتون کوک!

بازهم بنا بر اجبار پدی می خوام براتون داستان زندگی غضنفر جون(جن بوداده)رو به رشته ی تحریر در بیارم.داستان از زبان سوم شخص و دانای کل که بنده باشم هست

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود.در زمانهای بسیار بسیار دور وقتی که هنوز ادمها به بلوغ نرسیده بودن!و این همه اهن و ساختمان نبود و ادمها زمینو اباد نکرده بودن!!قومی از جنها بر روی سرزمینی پهناور زندگی می کردن که رهبر جنها خیلی مستکبرو ظالم بودچند سالی بود که حلقه ی تسلطش تنگ شده بودو کاسه ی صبرش لبریز

خلاصه به زیر دستاش دستور میده که جادوگر خرفت و بدجنس دربارو خبر کنند.وقتی جادوگر میاد رهبر لب به گله و شکایت باز میکنه که چقدر تحقیر تحمل کنم دیگه نمیتونم در حد ارضا خون بریزم جن سلاخی کنم جن بسوزونم این وزیری که چند ساله تو درباره انگار که تموم قدرت منو تصاحب کرده!!!جادوگر کیلید ها(اسمشه)گفت:این که مشکلی نیس چند وقت دیگه مهلت وزر تموم میشه و باید وزیر جدید انتخاب کرد.رهبر گفت:ولی مگه تو نمیدونی باید اجنه ها وزیر انتخاب کنند؟!اونوقت چون این وزیر با اجنه ها خوب بوده و روابط مارو با سرزمین های دیگه درست کرده اجنه ها دوباره به اون رای میدن مثه دوره قبل!!!جادوگر کمی تامل کرد حرف رهبر کله شو گرفت با خودش گفت:من فکر میکردم این رهبر هیچی سرش نمیشه خنگه ولی نه انگار این حرفش درسته!بعد یکهو  لبخندی زدو گفت:فهمیدم شماها می تونید تو ارا دست ببریدرهبر گفت:یعنی تقلب کنیم؟اگه گندش در امد چی؟

جادوگر قیافه ی ترسناکی گرفتو گفت:هرکی اعتراض کرد بکشینشرهبر سری تکان دادو گفت:خب کیو وزیر کنیم؟!جادوگر لبخندی زد که قیافشو شبیه میمون در حال زایمان کردو بعد گفت:یکی از خدمتکارهای دون مایه و از خانواده های پایین رو بیار که هم هرچی بگی گوش بده و همین اینکه وقتی تاریخ مصرفش تموم شدراحت خلاصش کنیم

رهبر به فکر فرو رفت...

به زیر دستاش دستور جادوگرو گفتو اونا به دنبال شخص مورد نظر رفتندو اونو پیش رهبر اوردن

زیر دست گفت:سرورم سایتون همیشه مستدام ما بعد از جستجوی بسیارشخص مورد نظر را پیدا کردیم.رهبر سری تکان دادو گفت:بیارینش داخل.خدمتکار داخل شد رهبر سریع جلوی دماغشو گرفتو گفت:این بوی گند از چیه؟زیر دست با ترس گفت:فدایتان شوم از این جن است انرا استحمام کردیم و با گرانترین عطرهای فرانسه شستیم ولی هیچ تغییری نکرد به همین دلیل به او می گویند جن بوداده...

                                                                این داستان ادامه داره...

دوستای گلم وقت نیس ادامه داستان بگم باد برم!!انشاءالله تو پست بعدی واستون مینویسم.نظر یادتون نره.اونم زیادااااااااااااا

                       فدای چشای دوستای با مرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

                                                            گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 2:12 توسط جنگیر بهار خطر |


صبح از دریچه سر به درون میکشدو به ناز

وز مشرق خیال تو صبح تابناکتری را

سر در کنار من

باچهره ی شکفته چو گلهای نسترن

لبخند میزنی

                من افتاب پاکتری را در نوش خند مهر تو میبینم

در مطلع بلند شکفتن من روز خویش را

                           با افتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده است

اغاز میکنم

        من با تو مینویسم و میخوانم

   من با تو راه میروم وحرف میزنم

وز مشرق این محال

                        که دستم به دست توست!

من به جای راه رفتن پرواز میکنم

ان لحظه ها که مات در اترای خویش

یا در میان جمع خاموش مینشینم

موسیقی نگاه تورا گوش میکنم

                  

گاهی میان مردم در ازدحام شهر

              غیر تو هر چه هست فراموش میکنم

             گویند اینو ان به هم اهسته

                     هان و هان

بی خود چو کودکان لبخند میزند

        باخود چگونه گرم سخن گفتن است!اه

          من دور از ابن ملامت بی گاه.همچنان سرمست

                                                         در فضای پری خانه های راز

شاد از شکوه طالع و بخت موافقم

اخر چگونه بانگ بر اورم

                                که ای عاقلان!

دیوانه نیستم!!!

              به خدا سخت عاشقم ♥☻♥

این پست هیچ ربطی به جنو روح نداره فقط بذارید رو حساب دلتنگی!

شروع ماه رمضان ماه خدارو به همه تبریک میگم امیدوارم روزه هاتون قبول درگاه حق باشه واسه منم دعا کنید

فدای چشای دوستای با مرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388 1:6 توسط جنگیر بهار خطر |


 

 

 

 

 

 

به اینا میگن شیطان پرستتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com /به نظرتون عدد پستی اینا چنده؟تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ادما دارن به کجا میرن؟پس اصل خلقت چیه؟فرق ادم که عقل داره با حیون چیه؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چقدر یک انسان یا بهتره بگم موجود دو پا می تونه پست باشه؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ما داریم به کجا میریم؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ته مقصد کجاست؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ناکجا اباد؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ایا ما واسه این خلق شدیم؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دنیارو اونجور که هست ببینیم همه ی اونایی که راز خلقتو یکم درک کردن دیونه میشن...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

فدای چشای رفیقای با مرامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گلبانتونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 0:26 توسط جنگیر بهار خطر |


اصلا"حوصله ندارماخه چرا؟واسه چی؟این چه وضعشه؟چرا اون چیزی که تصور میکنی هیچ وقت اتفاق نمی افته؟هااااااااااااااااااااااااااااااااااان؟شما بگین چرا ظاهرو باطن ادما یکی نیس؟چرا اگه یکی بت سلام میکنه حتما"یه خواسته ایی داره؟!!!اگه حالتم بپرسه که واویلاواسه همینه دیگه من به جن و روح پناه بردماخه هیشکی منو درک نمیکنهمن فقط شما دوستای خوبو دارمکاش دنیا یه شکل دیگه بودمگه چی میشد؟اونوقت منم می تونستم تو بین این همه ادم به یکی اعتماد کنماصلا"چه ارزشی داره؟!!!خسه شددددددددددددددددددددددمممممممممممممخدایا تو خودت کمکم کن

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 21:51 توسط جنگیر بهار خطر


سلام نمیدونم چند نفر از بازگشت بهار خطر خوشحاله ولی من امدم

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 20:15 توسط جنگیر بهار خطر |


سلام برو بچ گللللللللللللللللللللللللللللل

بالاخره بهار خطر جون از عمل دشوارو سخت و طاقت فرسای بینی جان سالم به در کردو شاداب و سرحال وزیباتر از همیشه امده که به اپهپدی جون دوست گل ما درخواست کرده بود در مورد جن بو داده مطلب بنویسیم.واسه خودمم جالب بود جن اونم از نوع بو داده؟!!!ذرت بوداده شنیده بودیم ولی جن بو داده نه!

خلاصه عظم و جزم کردیم وبا ۱ کوله و جمجه اب رفتیم پی تحقیق.از کوهستانهای سخت رفتیم بالا از پیچهای خطرناک پیچیدیم از دره های پر شیب امدیم پایین هی پایین و بالا کردیم خلاصه...

جونم واستون بگه که همچین که داشتیم از رودخانه صعب العبوری با کلکی که تهیه کرده بودم رد می شدیم یکهو ۱ اتفاقی افتاد

بگو چی؟!!صبر کن الان می گم

یکهو ۱ ابشار با ارتفای ۱۵۳۴۲ جلوی راه ما سبز شد ما دستپاچه شدیم ۱نیگا اینور ۱ نیگا اونور نه خبری از سنگ بود نه درختی که متوصلش بشیم خلاصه متوصل خدا و پیغمبرو این امام و اون امام زاده شدیم که ای خدا تورو خدا به دادم برس عجب غلطی کردم به خاطر ۱ الف بچه(منظور پدی جون)پا شدم امدم به این سفر علمی خدا جون نیت من خیر بود خودت که بهتر میدونیای خدا دستم به دامنتیا فاطمه زهرا...یا امام حسین...یا امام رضا...یا حضرت ابوالفضل...یا حضرت یونس...یا حضرت بوسف...به دادم برسید بابا هیشکی نی؟

خلاصه همونطور که من به درگاه حضرت حق می نالیدم و به ابشار نزدیک می شدم که یکهو ۱ اتفاقی عجیب افتاد دیدم انگار ۱ نیرویی داره کلک منو به سمت مخالف ابشار می کشونه ۱ نگاه به پشت انداختم سکته ناقص و زدم

جلل خالق این دیگه چیه؟این دیگه کیه؟!!خدایا گفتم کمکم کن!ازرائیل فرستادی سراغم؟!!(البته برای رفع ابهامات عکسهای ماهواره ایی که از این مسافرت گرفتم اون پایین واستون گذاشتم)خلاصه از رود خونه مارو رد کرد...

و پامون رسید به خشکی به درگاه باری تعالی سجده شکر نهادیم.یکهو دیدیم دستی رو شونمون نشست۱نیم نیگا انداختیم دیدیم ای داد بی دود این یارو نرفته فکر کنم منتظر تشکرات ویژه ی من بود پا شدم از سجده ی شکربا اینکه بسیار بسیار ترسیده بودم با صدای لرزان گفتم:اقا یا خانوم از شما خیلی خیلی ممنونم که نجاتم دادین میشه شماره حسابتون و بدین تا مبلغی واس تشکر بواریزم؟دیدم واستاده عین بزغاله منو نیگا میکنهادامه دادم:عزیز من سپاس گذارم ممنونم ...نمی خوای بری؟!!۱لبخند زد که قیافه اش عینهو گ... شد بعد با صدای شبیه کشیدن سیفون گفت:من جن بو داده هستم!من و میبینی پریدم تو بغلش اینورو اونور صرتشو ۱ ماچ اب دار دادم گفتم:بویی جون چرا زودتر نگفتی وای که چقدر از دیدنت خوشحالمراستیتش بویی جون من این همه سختی و به خاطر تو تحملیدم۱خورده واستاد نیگام کردو گفت:مکان عمومیه جمع کن خودت واین جلف بازیا چیه؟!!خب یه میل میزدی جلدی میومدم من()...گفتم: اخه بویی جون ۱ سیریشی به نام پدی بم گیر داده...یکهو بلند شدو گفت:چی مزاحمت شده بود؟؟بگو تا حسابشو بذارم کف دستش هااااااااااااای نفسکش...بیگی منوگفتم:نه بویی جون مزاحمت چیه؟هی گیرداده بود که بیام ببینم جن بو داده چیه!کیه؟!منم دیدم حیف پسره به این خوبی و گلی سر در گم بمونه و ندونه که شما به این اقا راستی بویی جون شما اقایید یا خانوم.دیدم سرخ کرد و بعد من من گفت:کوچیکت اسمم فر...غضنفر اگه به غلامی...سریع گفتم:داشتم می گفتم شما به این اقایی جن بو داده ای.غضنفر ۱ نیگا به چپ و راستش کرد گفت:راست می گی؟گفتم:جون تو دوباره گفت:خب حالا من چی باس بگم؟گفتم:بگو تاریخچه ی این جن بوداده رو تا پدی دس از سر کچل ما برداره

و گفت...

فکر نکنید می خوام بنویسم ادامه داره نه تا همین جا کافیه ادامش سانشور شدس.حرفا خصوصی بودحالا عکسای غضنفر جون و حال بیاین

.

.

.

.

.

.

.

.

.

چون عکسا ماهواره ای هس هنو به دستم نرسیده

در ادامه لازمه که از 1عزیز تشکر ویژه به عمل بیاد  اینکه قرار بود هر کی اولین کامنت و گذاشت ازم جایزه بگیره خودتون که خبر دارین من تازه عمل کردم بزاعت مالی ندارم کادو بگیرم پس همین جا از خجالتت در میام فرزند تنهایی(هنگامه جون گلم) که هم اولین کامنت و گذاشت هم تو وبش ازم تشکر کردبيا كف قشنگه روحالا دس دس دس اها..دسا شله..بیا قر کمرو

فدای چشای رفیقای با مرامم

بهار خطر

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 1:24 توسط جنگیر بهار خطر |


سلام دوستای گلللللللللللللللللم

می دونم حالتون خوبه.خلاصه اگه هم کسل باشین با ورود به جنکده ی من روبه راه میشید.غرض از مزاحمت:می دونم از تیتر بالا شکه شدید خودتون و گنترل کنید.می دونم سخته...ولی من ظاهرا" نیستم اما تو قلبه همه شما هشتم.باور کنید!!!

خب داشتم می گفتم.غرض از مزاحمت من ۱شنبه دارم میرم دماغم و عمل کنمو ۱هفته ای نیستم.نگو که از دستم راحت میشی

می دونید که این عمل ۱ از پر ریسکترین عملهاس.حتی از عمل مغز!!و من این فداکاری و از خود گذشتگی وفقط فقط به خاطر مردم ایران می کنم واسه جلو گیری از سد معبر و زخمی نشدن عابرین و مطمنا" بعد این عمل خورشید به سرزمین ما خواهد تابیدالبته من دماغم اونقدرها بزرگ نیستا(ارواح عمه)ولی به لطف دکتر فریدون احمدی نژاد ضایعات و اضافات و انحرافات بینیمان قیچی میشودداشتم می گفتم این عمل ۱ از پرریسکترین عملهاس و خلاصه شاید زیر تیغ اجل امون ندادو غزل خداحافظی و خوندیمازتون می خوام اگه ناراحتتون کردم حلالم کنید خلاصه خوبی بدی؟!!تورو خدا گریه نکن.اره با توام.میدونم دوریم واست خیلی سخته ولی چه میشه کرد رسمه روزگاره.هییییییییییییییییییییییییییییی غریبی...منم جوون بودم کلی ارزو داشتم ولی این دنیای بی مرام...ما که خیری ازش ندیدیمای رزگار نا مممممممممممممممممممممردجوون مرگ شدی بهاراخه من که هنو سنی نداشتم این عدالته؟نه شما بگو!ای خدا چرا؟...اخه چرا؟؟من...من همه ی...

بسه دیگه زیادی جلف بازی شدبابا اشکاتو پاک کن هنو که هستم

در هر صورت نظر یادتون نرهااااااااااابذارید وقتی امدم کلی از زیادی کامنتها بذوقیماز خجالتتونم در میام

قربون چشای رفیقای با مرام

اگر بار گران بودیم رفتیم     اگرچه مهربان بودیم ولی هیشکی قدر ندونس

                                                                                                 "بهار خطر"

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387 0:30 توسط جنگیر بهار خطر |


مواظب باش جن زده نشی رفیق

اینم جن پت ساخته ۱ جوون کانادایی

ااااااااااااااا.ببخشید این ربطی به مطلب نداشت

میگن مومیایی جنه؟!!!!

ها؟!یعنی.من الان قاطی کردم انگاری اینم ربطی به جن نداشت

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 1:14 توسط جنگیر بهار خطر


بله من دختری کثیف هستم کثیفترین دختر جهان!
تا حالا تو عمرم دوش نگرفتم.روی پیرهنم اونقدر خاکه که نمیشه دیدش.و گوشهام اونقدر کثیفن که توش میتونه گل در بیاد.ولی اخه اب حموم یا یه کمی زیادی گرمه یا یه کمی زیادی سرد.من خودم کپکی و خاکی ام.لباسامم پاره پوره و وصله دارن.کثیفن و پر از کپک.من توی 1 اغل با 5 تا خوک و 1 مرغ و 3 تا مارمولک فرز که تو رختخوابم می خزن زندگی میکنم.وقتی من تو رختخوابم می لولم تنم به اونا می خوره و می خاره بعد یکهو توی کثافتای بو گندوی رختخوابم تکون میخورم.
اگه با 1 چراغ قوه به توی گلوم نگاه کنی می بینی که توی گلوم زنگ زده وقتی راه میرم پاهام جیر جیر می کنن و وقتی حرف می زنم انگار جیغ می زنم.و هر بار که عطسه میکنم از دهنم خاک میاد بیرون.از فکر حوله و صابون عزا می گیرم.وقتی هم کسی می خواد با من حرف بزنه نمی اد جلو بگه.عقب وا میسته و داد می زنه.فکر کنم می ترسن بوی من به اونها بخوره.
ساس های رختخوابم شبها می پرن روی من و برام لالایی می خونن.وبا وز وز مگسها از خواب بیدار میشم.اونها بهترین دوستهای من هستن و از ترس غرق شدن اونها هیچ وقت لب دریاچه نمی رم.هر شب ساعت نه با موریانه های صندلیم میشینم شام می خورم.و با خفاشها جوک میگم و با شپش های موهام درد دل می کنم.اگه 1 همسر خوب پیدا کنم زندگیم خیلی خوب میشه ولی میترسم هیچ وقت ازدواج نکنم.تا روزی که 1 پسره خوب و مهربون که هم خوشگل باشه هم احساساتی که هم بدرخشه هم برق بزنه و هم ازش نور بباره و تقریبا به کثیفی من باشه پیدا شه/یعنی میشه؟!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 0:33 توسط جنگیر بهار خطر |


برای اینکه دوستای گلم از ابهامات بیرون بیان:این شعر تقدیم به یکی از دوستای دخترم کردم که ۳ سال پیش در اثر صانحه تصادف از پیشم رفت/

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387 18:42 توسط جنگیر بهار خطر


عروسک قشنگ من سفید پوشیده   تو رختخواب خاکی گورش خوابیده

۱روز خدا رفته اونو ازم گرفته   قشنگتر از عروسکم هیچکس ندیده

عروسک من چشمات و وا کن   ۱لحظه ام شد به من نگاه کن

نذار بمونم خسته و تنها   میون یک مشت بره و روباه

عروسک من چشمات که بستن   انگار که شب شد خوابش گرفتن

فردا دوباره خورشید می تابه   لبای نازت می خندن دوباره

ولی نه انگار اینا ۱ خوابه   تو رفتی و من فکرم سرابه

عروسک من دلم گرفته   الان که شب شد تنهایی سخته

دلم هواتو تو سینه داره   بغض گلومم امون نداره

عروسک من باید برم من   شاید ۱ روزی چشمام که بستن

تورو ببینم که هستی پیشم   کنار من می خندی با من

مواظب خودت باش گل قشنگم   عروسک من نازو یرنگم

به یاد عزیزی که ۳ سال پیش تو ۱ همچین روزی منو تنها گذاشت و رفت.واسه همیشه...

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387 1:31 توسط جنگیر بهار خطر |


چندتا عکس از تصادفات اتومبیل!

(عید امسال)

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 1:54 توسط جنگیر بهار خطر


ببینید چه خوشگلن

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 1:29 توسط جنگیر بهار خطر


جن زدگی ۳حالت داره:

۱-باهات ارتباط بر قرار کنه.در این صورت دارای قدرتهای ماورای الطبیعه میشی

۲-تسخیرت کنه.که این حالت عوارض جانبی داره!

۳-مخلوطی از دو حالت بالا...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 21:11 توسط جنگیر بهار خطر


چون خودم وجودشو تجربه کردم تصمیم گرفتم در موردش مطلب بنویسم.شاید باورش سخت باشه حتی واسه خودم.ولی من ۳ساعت روبروی جن نشسته بودمو خیره بهم نگاه می کرد.هنوز صدای خندهاش وقتی از کلبه جنگلی پدر بزرگم دور میشد تو گوشمه.۲ سال پیش بود.از اون وقت تا حالا اتفاقات زیادی واسم افتاده وشاید ناشی از اون دیدار باشه.دیدار با جن....

اگه خاطره ای از جن دارید واسم بنویسید.

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 12:18 توسط جنگیر بهار خطر |


دوستاش ازش عکس گرفتن.بعد چاپ عکس...اون کیه بغل دستش؟!

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 12:9 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 12:6 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 12:4 توسط جنگیر بهار خطر |


تا به حال با ۱ جن حرف زدی؟گاهی تو تنهایی یکی صدات می زنه.فکر می کنی صدای کیه؟!خیاله؟نه نه اشتباه نکن.این صدا مال همونیه که شبا توی خواب نوازشت میکنه.روزا سنگینی نگاهشو پشت سرت حس می کنی...الانم پیشته.گرمیه نفسهاشو رو گردنت حس نمی کنی؟!خوب نگاه کن حتما می بینیش.اگه گفتی اسمش چیه؟!!

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 17:57 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 17:49 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 17:47 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 16:22 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 16:16 توسط جنگیر بهار خطر |


تصوير تخيلي آرشيوي است

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 15:48 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 15:42 توسط جنگیر بهار خطر |


http://www.goshachay.ir/modules.php?name=Content&pa=showpage&pid=946

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 15:27 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 18:25 توسط جنگیر بهار خطر |


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 18:7 توسط جنگیر بهار خطر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

الان همه جن زده می شید!!!!!!!!!!


صفحه نخست
پست الکترونیک



سخنان قبلی!!

هفته چهارم شهریور 1388

هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم آذر 1386


آرشیو موضوعی

عالم جن و ارواح


دوستان جن زده

*.::هانی::.*
*.::یاور همیشه مومن::.*
*.::بی کس::.*
*.::من او ندارم::.*
*.::فرزند تنهایی::.*
*.::هرکی میگه 16 نیست.17-18-19-20::.*
*.::اکسیژن::.*
*.::سه عنصر::.*
*.::پاتوق::.*
*.::little heart::.*
*.:یه گونی عشق و حال::.*
*.:;westlife::.*
*.::شب نوشته ها::.*
*.::پسری عاشق ولی تنها::.*
*.::برخاسته از خاک::.*
*.::سکوت(افسانه)::.*
*.::وبلاگی برای همه::.*
*.::گینگیلی گامبو::.*
*.::اکسیژن2::.*
*.::خبر گذاری کلاغ::.*
*.::سکوت(ستاره)::.*
*.::سپهر شیطون::.*
*.::اس ام اس و شعرهای خنده دار::.*
*.::پسرا ورود ممنوع::.*
*.::انتهای راه...مرگ::.*
*.::مورچه زحمت کش::.*
قالب های نایت اسکین


    تعداد جن زدها:

Design by : Night Skin